عاشقانه های قلب من
دوستت دارم را من دلاویزترین شعر جهان یافته ام
بی مقدمه میرم سراغ تعریف هام .... محمد عشقی که من بهش داشتم رو بی کم و کسر تقدیم یکی از بهترین دوستاش کرد ... محمد من چون به علت یه سری از مشکلات نمی تونست همیشه نه تنها با من بلکه با هیچ کس دیگه ای باشه عشق من رو به دوستش تقدیم کرد و من رو با اون دوست کرد .. محمد واسم شده مثه داداشم .. بهم میگه آبجی کوچیکه ... هنوزم بعضی اوقات با هم حرف می زنیم اما من با رضا دوستم ... محمد رو هفته ی پیش هم توی دانشگاه دیدم .. رضا یه پسر خیلی خوبه که کار میکنه و فوق دیپلم مکانیک داره از دانشگاه امیرکبیر و با مادرش و تنها خواهرش که یک سال از خودش بزرگتره زندگی می کنه ... وقتی ۸ ساله بوده پدرش رو طی یه اتفاق از دست میده ... خلاصه که ما فعلا با این آقا هستیم تا آخرش ... فعلا بابای .. بوووووووووووووسسسسسس واسش یه گردنبند و یه ست سنجاق کراوات و دکمه سر آستین عیدی خریده بودم که گذاشتمش تو یه پاکت جیگول و خوشلش کردم و دادم بهش .. بچه م کلی ذوق و تشکر و بوسم کرد ... در آخر هم منو همون جایی که دفعه ی اول همدیگه رو دیدیم ایشالله از این دیدارها نصیبه شماها هم بشه و مثه من خوشحالتون کنه دوستتون دارم دوست جونای خودم .... بووووووووووووووووووووووسسسسسسسسسسس بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووسسسسسسسسس من محمد می خواااااااااااااااااااااااااااامممممممم
![]()
![]()
![]()
... بازم کم بود اما خیلی خوب یود ... کلی با هم خندیدیم و حرفیدیم ... چون من کم وقت داشتم و نمی تونستیم جایی بریم اتوبان بازی کردیو و اینااا .. بعدشم محمد رفت یه جا و هویج بستنی گرفت خوردیم
... حس می کنم دلش خیلی تنگولیده بود
آخه اخلاقش فرق کرده بود ... خیلی خوش گذشت و من الان تحت تاثیر دیروز کلی شارژم و خوشحال
....
پیاده کرد و رفت
و دلمو با خودش برد تا دفعه ی بعد ....
....
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |

